اکبرمیثاقیان و اروند خرمشهر به پایان راه رسیدند تا این تیم هم چنان در بحران بسر ببرد.

به گزارش فرتاک ورزشی،

شرایط این روزهای اروند خرمشهر از همان اوایل فصل هم قابل پیش بینی بود چرا که مسیر طی شده در آن روزها حکایت از این داشت که نمی توان به آینده این باشگاه  امیدوار بود و اهالی فن در یک قانون نانوشته در انتظار توفانی بودند که  جابجایی ابرها از آن خبر میداد!

این که چرا و چگونه خرمشهر با آن همه استعداد ناب فوتبالی به این روز افتاده است را کاری نداریم چون خود کرده را تدبیر نیست و دوست هم نداریم نبش قبرکنیم چون گفتنی ها را قبلا هم بازگو کرده بودیم و خیلی ها فکر می کردند که این انتقادها به قصد آسیب رساند به این باشگاه و مردم دوست داشتنی است که واقعا برای آن کسانی که این گونه تصوری دارند، متاسف هستیم!

مگر می شود در بطن فوتبال بود و به خرمشهر و مردم خونگرم و عاشق فوتبال آن بی توجه بود؟ بی انصافی محض است اگربخواهیم استعدادهای ناب آن شهر را نبینیم و یکطرفه به قاضی برویم و تنها به نقاط ضعف اشاره کنیم.

اما سوال اینجاست،  اروندخرمشهر و مدیران سطح اول آن شهرستان چرا فوتبال را فدای نوع ارتباطات می کنند و سرنوشت یک تیم را این چنین به سخره می گیرند و با ندانم کاری فضا را برای غرق شدن این کشتی تازه به ساحل رسیده، مهیا میکنند!

چه کسی فکر میکرد که اکبرمیثاقیان و اروند با آن ستاره های جذب شده نتوانند نتیجه ای در خورنام و استعدادهای آن شهرستان کسب نمایند و عاقبت بعد از 10 بازی تنها به کسب 10 امتیاز بسنده کنند و با میانگین یک امتیاز از هر بازی در نهایت زمان خاتمه همکاری  فرا برسد!

اما جای این سوال باقیست که ضعف اروند درکدام یک از بخش ها بوده  که به این شرایط گرفتار گردیده است؟ مربی یا بازیکنان و یا این که ضعف در مدیریت باشگاه وجود دارد ؟ به واقع درد این تیم کجاست؟!

بدون شک برای رسیدن به نتایج مطلوب باید یک مثلث تشکیل داد که هر یک از آنها در جای خود باید قرار داشته و بتوانند به وظیفه خود به درستی عمل نمایند تا به آن چه هدف نامیده  می شود و همه تیم ها به دنبال آن هستند دست یافت.

صرف نظر از وجود هواداران پرشور که می تواند یک رکن مهم برای رسیدن به موفقیت باشد، باید برای رسیدن به هدف های مورد نظر از سه رکن مهم برخودار بود که نبود هر یک از آنها و یا ضعیف ظاهر شدن هر یک از این اضلاع می تواند در نرسیدن به اهداف مهم باشد که در این نوشتار به آنها خواهیم پرداخت.

 

1-بهره گیری از مربی کاربلد

بدون شک هر تیمی برای رسیدن به موفقیت، نیازمند یک مربی خواهد بود که بتواند در سخت ترین شرایط، تیم خود را از بحران های پیش رو عبور داده و به ساحل آرامش برساند، مربی که  از نظر فنی  ضمن این که به دانش روز فوتبال آگاه باشد، از تجربه کافی برخوردار بوده و  نتایج درخشان نیز در کارنامه اش وجود داشته باشد. (البته ناگفته پیداست که استثناهایی هم وجود دارد و چه بسی یک مربی جوان و بی تجربه هم بتواند به موفقیت دست یابد ولی سخن در اینجا از یک پشتوانه علمی همراه با تجربه می باشد.)

اکبر میثاقیان

با این تفاسیر اگر بخواهیم از سه مربی نام  آشنا و کاربلد در لیگ یک نام ببریم، بدون درنگ اگر اکبرمیثاقیان اولین نفر نباشد که هست، او را می توان در بین سه مربی اول در بین 16 مربی فعال در لیگ دسته اول دانست.

میثاقیان به تمام فوت و فن مربیگری چه در داخل مستطیل سبز و چه در بیرون آگاهی و اشراف کامل دارد و این یعنی این که اروند خرمشهر از نظر فاکتورهای موفقیت، یکی از سه فاکتور اصلی که مربی کاربلد می باشد را در اختیار داشته است.

 

2- حضور بازیکنان توانمند و استعداهای ناب فوتبالی

اروند خرمشهر در ابتدای لیگ توانست در نقل و انتقالات یکی از فعال ترین تیم های لیگ دسه اول باشد، به طوری که حضور بازیکنانی هم چون علی پورمحمد - میکائیل ایمن تراج - ابراهیم کریمی - محمدجواد محمدی - بهادر عبدی - منصور تنهایی - حمید نعمتی و ... برای هر تیمی می تواند در لیگ یک نعمت بزرگی محسوب شود  که اروند خرمشهر از آن بهره مند بود.

این که این تیم هنوز نتوانسته به نتایج درخشانی دست یابد نمی تواند حکایت از ضعف فنی این تیم و نداشتن بازیکنان مستعد باشد اگر چه به برخی از آنها نقدهایی وارد است و فرتاک ورزشی به آن ها در گذشته اشاره داشته و در آینده نیز خواهد داشت.

بر همین اساس باید گفت که اروند خرمشهر از حیث جذب بازیکن یکی از تیم های موفق در لیگ دسته اول بوده است که هزینه های خاصی را هم به باشگاه تحمیل نموده است .

سامری- میثاقیان- اروندخرمشهر

3- بهره مند بودن از مدیریت کار آمد

در کنار فاکتورهای اول و دوم که در جای خود بسیار مهم می باشد، سومین فاکتور برای رسیدن به موفقیت، بهره مند بودن از یک مدیر کاربلد و سرد و گرم چشیده می باشد که بتواند درابتدا یک شرایط نرمال را فراهم نماید و در ادامه در صورت بحران ها و کمبودهای احتمالی، توان رفع آن را  داشته باشد.

با این اوصاف و با تمام احترامی که برای آقای سامری و هر آن کس که در جهت رشد و توسعه فوتبال گام بر میدارد، قائل هستیم، این سوال را از مدیران ارشد اروندخرمشهر داریم، که اساس انتخاب او بعنوان مدیرعامل چه بوده است؟ ایشان دارای چه ویژگی مدیریتی بوده و می باشند که  به این نتیجه رسیده اند سامری باید بر مسند مدیریت باشگاه اروند خرمشهر تکیه بزند تا فوتبال این شهرستان از آن بهره مند شود؟

 آیا نباید مدیر عامل باشگاه در صدد رفع مشکلات موجود بر آید و شرایط را برای حضور کادر فنی و بازیکنان با کم ترین دغدغه فراهم نماید؟ هر کسی می داند که این حداقل خواسته را باید در وجود یک مدیر ورزشی وجود داشته باشد، آیا این مدیر جوان توان اجرای آن را دارد؟

آیا در اوج رقابت های لیگ دسته اول که همه تیم ها حتی آنهایی که از کم ترین امکانات بهره مند می باشند، اروند در حد نام و شان خرمشهردر مسابقات حضور داشته است و توانسته شرایط حداقلی را برای آسایش بازیکنان و کادر فنی فراهم نماید؟

به راستی نقش مدیریت باشگاه در این گونه مواقع چه می باشد؟ مگر می شود یک تیم را به گونه ای راهی مسابقات کرد که حتی تیم های درجه چندم لیگ دسته سوم که بنده های خدا از هیچ گونه امکاناتی بهره مند نیستند هم بهتر از اروند خرمشهر باشند؟!

این که یک تیم حرفه ای از ساعت ۱۲ ظهر تا ۲۲ شب با بدترین وضعیت ممکن در فرودگاه باشند و سپس با سواری مسیر را طی کنند و ۱۷ ساعت در جاده باشند وتنها چند ساعت قبل از بازی به مقصد برسند تا در برابر یکی از بهترین تیم های لیگ یک بازی کنند، چه توقعی می توان از این تیم داشت؟

آیا در حالی که همه تیم های موفق از مشاوران علم تغذیه بهره مند می باشند تا بتوانند بازیکنان را  از نظر بدنی و کالری موجود در بدن، آماده راهی مسابقات نمایند، این موضوع در کارون خرمشهر وجود دارد و آیا می توان دلیل قانع کننده ای برای این موضوع آورد که بازیکنان  فلافل صرف کنند و بخواهند 90 دقیقه در زمین بدوند!

و دلایل متعدد دیگری که از حوصله این نوشتار خارج می باشد ولی دوست داریم برای یکبار هم که شده خود آقای سامری بدور از هیاهوهای رایج و شلوغ کردن و توپ را به زمین دیگران انداختن، اعلام نماید که این رفتارها در فوتبال حرفه ای چه جایگاهی دارد؟ او باید بداند نتوانسته ضلع سوم این مثلث را به خوبی تشکیل دهد اگرچه اضلاع اول و دوم هم نمی توانند مقصر نباشند اما قبول کنیم که ضعف در ضلع سوم که مدیریت می باشد در راس این ناکامی ها قرار دارد.

جان کلام این که فوتبال در این برهه از زمان نیاز به مدیرانی دارد که بتوانند در شرایط سخت و بحرانی فضا را برای مجموع های خود آماده کنند و اگر این امکان برای آنها میسر نیست، نباید هم چنان دو دستی بر مسند مدیریت چسبیده و فرصت را از کسانی بگیرند که توان رفع مشکلات را دارند و امیدواریم مدیریت ارشد خرمشهر و تصمیم گیرندگان مدیریتی، تا قبل از این که دیر شود چاره ای بیندیشند و نگذارند این باشگاه دوست داشتنی به حاشیه کشیده شود.

 

برای ورود به کانال تلگرام فرتاک ورزشی کلیک کنید.