به گزارش فرتاک ورزشی،

ابوالفضل کریم آبادی (صدر )؛ نمی توانیم از توصیف جیکوب استاینبرگ در این برهه از حال و روز آزارد بگذریم، از آزارد گفته، از این مخمصه شایعه ها که رنگ بوی واقعیت را گرفته، از آزاردی که جان کَنده تا خودش را کنار بزرگان جای بدهد، از همانی که به رویا های بزرگ می اندیشد و شعار لندنی ها برای توصیف بزرگان، کسی که می خواهد سلطان باشد....

ژانویه بیست و هشت ساله می شود، مگر طول عمر یک بازیکن چقدر است که به انتظارت طولانی دل ببندد؟ برای کسی که بسیاری با خود می گویند، نکند او هم سرنوشتش مانند بزرگان باشد که توپ طلا در ویترین افتخارات شخصی اش خالی باشد.مثل لمپارد که مانند او آبی پوش بوده، هم با جامه ای آبی، هم ستاره و هم در عین حال، روزگاری بهترین بوده، مرد گلزن شیرهای لندن...

گوشش پُر شده از کسانی که به لالیگا رفتند و بهترین شدند. مگر می شود پیشنهاد مادریدی ها را رد کرد؟ تیمی که ناقوس های خطرش به صدا در آمده و برای یکی مانند او دست می زنند، می خواهند رونالدوی دیگر باشد، تیمی که لیگ قهرمانان را فتح می کند و بازیکنانش به توپ طلا از هرکسی دیگر نزدیک تر هستند..

برای آزارد که آرزوی بازی در رئال را دارد، این بهترین فرصت است که از آبی های لندن دل بِکَند و برود، تیمی را ترک کند که در سال اخیر دو بار لیگ قهرمانان را از کَف داده.

ادن بعد از بازی مقابل ساوتهمپتون در مصاحبه ای گفته است که ترک چلسی برایش ساده نخواهد بود.

گاهی صبح از خواب بیدار می‌شوم و با خودم می‌گویم باید بروم. گاهی اما بیدار می‌شوم و بگویم دوست دارم بمانم. واقعا انتخاب سختی است.»

اما این قصه رئالی ها همان قدر که زیباست؛ ترسناک هم خواهد بود.

مگر اوون فاتح توپ طلا نبود؟ مگر در مادرید محو نشد؟ مگر کاکا را از یاد برده اید؟ همانی می گفتند آمده تا رکورد برزیلی ها را در تصاحب توپ طلا خُرد کند، مگر از یادها نرفت، همانی که حال با خود زمزمه می کنیم. آیا کاکا بازیکن بزرگی بود..؟

در سیاهه بزرگان چلسی افسانه هایی بودند که مجسمه شان در درب های استمفوردبریج ساخته شده، کتاب قصه آن ها لالایی هرشب کودکان چلسی شده است. یکی خاکسترش در نقطه پنالتی دفن شده و دیگری بعد از چند دهه همچنان یادش در ذهن ها جاری است و خواهد ماند...

 

آزارد باری دیگر از جدایی به چلسی پرداخته..

( قضیه اصلا اینطور نیست که اگر بروم خوشحال خواهم بود و اگر نروم ناراحت.» ) گاهی حفظ این زاویه دید منطقی و آرام بزرگ‌ترین پیروزی است...

با این وصف که رئالی ها به نیمار خیره شدند_ به امباپه که با توپ می رقصد و سن کم او همه دهان ها را باز نگه داشته است. به آزارد نگاه می کنند؛ به عملکرد خیره  کننده اش.

اما این چمدان های پُر از پول دو غول اسپانیایی فوتبال انگلستان را بارها داغ کرده و طرفداران افراطی تیم ها را دیوانه. مگر فرگوسن رونالدو را از دست نداد؟ مگر ونگر آنری و فابرگاس را به بارسا نداد.؟

مگر تاتنهامی ها مودریچ و بیل را با رقمی چشم گِرد کُن به پرز نفروختند؟

باید دید سرنوشت آزارد چه رقم خواهد خورد.

او می تواند مانند الگوی خودش که روزی گفته بود دروگبا بوده است؛ شیرها را به بلند ترین قله فتح برساند. درحالی که شاید برای همیشه توپ طلا را از نزدیک لمس هم نکند.

انتقالی که جیکوب استاینبرگ خیلی خوب برایمان باز کرده است اما با قلمی دیگر یادداشت کردیم و ناکام ها را گفتیم؛ از کسانی که رفتند و رفتند. پشیمان شدند و همین. دو غول اسپانیایی را به سُخره گرفتیم، دو تیمی که اشتباهات داوری خیلی خوب آن ها را به جام ها گِره زده..

آیا اینطور نیست..؟

 

برای ورود به کانال تلگرام فرتاک ورزشی کلیک کنید.