۱۸ فروردین سال ۱۳۷۷ آخرین نگاه سیروس قایقران و پسرش راستین به دنیا بود!

به گزارش فرتاک ورزشی،

۲۶ فروردین سال ۱۳۷۲ آخرین بازی ملی‌اش را مقابل‌ بوسنی انجام داد و ۱۸ فروردین سال ۱۳۷۷ آخرین نگاهش به دنیا شد! وقتی کامیون پر از الوار به اسطوره رنو سوار! رسید و او را زیر چرخهایش "له" کرد؛ فکرش را نمی کرد، روی قلب انزلی چی ها قرار گرفته‌ است!

در روزهای که انزلی چی ها کم کم برای گرفتن جشن صعود یکی از دوست داشتنی ترین تیم های شمالی ( ملوان ) آماده می شوند، هیچ وقت غروب غم‌انگیز ۱۸ فروردین ۱۳۷۷ را فراموش نمی کنند. غروب غم‌انگیزی که یکی از دوست داشتنی ترین و بهترین بازیکنان تاریخ فوتبال گیلان و حتی ایران که برای همیشه چشم به جهان بست و در بدتری زمان ممکن‌ خداحافظی تلخی کرد. قطعا نسل جدید هواداران و بازیکنان، چندان‌ شناختی از سیروس قایقران ندارند؛ مگر اینکه خیلی درباره او تحقیق کرده باشند و این ابر فوتبالیست گیلانی را بشناسند که در دوره خودش یکی از بهترین های ایران و آسیا بود. کسی که جرات کرد در میان آن همه فوتبالیست "پرتوقع" تهرانی بازوبند کاپیتانی بر بازو ببندد و برای اولین بار یک شهرستانی سرگروه فوتبالیست های پایتخت نشین و دیگر شهرها شود.

هافبک خوش استیل و خوش اخلاقی که ۱۰۰ بازی برای تیم ملی به میدان رفت که ۴۳ تایش رسمی بود و ۱۴ گل نیز به ثمر رساند. معروف ترین گل او مقابل کره شمالی است که قهرمانی آسیایی پکن را برای تیم ملی به ارمغان آورد. اگر همین گل در چند سال اخیر به ثمر می رسید، القاب زیادی را به خود اختصاص می داد و سالها تیزر شبکه‌ های تلویزیونی می شد، اما حیف که سالی یک بار نیز یادی از گل قهرمانی " کاپیتان قایقران" نمی شود و گل قَرن را برای دیگران در نظرسنجی قرار می دهند!

با این حال، گرچه‌ بزرگمرد فوتبال گیلان، جام جهانی را تجربه‌ نکرد، ولی او به خیلی از افتخارات آسیایی و داخلی رسید تا خیلی ها هنوز هم این هافبک را یکی از بهترین هافبک های تاریخ ایران بدانند. هافبکی که از لحاظ اخلاقی نیز یک الگو بود و کارهای خوبش هیچ وقت از یادها نرفته و نخواهد رفت.

سیروس قایقران

 وقتی بازیکن انزلی چی که مردم رشت نیز از او به نیکی یاد می کنند، قطعا آنقدر مردم دار و مهمتر از همه "خَیّر" بوده تا در ذهن ها باقی بماند و از یاد ها نرود. هرچند اتفاقات عجیبی هم بعد از خداحافظی از فوتبال برای مرحوم قایقران افتاد و عده‌ای "مافیا!" نگذاشتند او در فوتبال گیلان به عنوان‌ سرمربی کار کند.

با این حال، "سیروس و پسرش راستین" هیچ وقت از یاد فوتبال دوستان نمی رود و  از ذهن فوتبال گیلان پاک نمی شود. سیروسی که بر‌خلاف خیلی از فوتبالیست ها زود رفت تا شاید به سرنوشت‌ علی دایی و ناصر حجازی و دیگران گرفتار نشود! گرفتار اسطوره کشی و اتفاقاتی که پرداختن به آن جز بازی با اعصاب و روان فوتبال دوستان نیست! به امید روزی که قدر اسطوره های ورزشی را بدانیم و بعد رفتن شان "حیف شد" نگوییم.

 

برای ورود به کانال تلگرام فرتاک ورزشی کلیک کنید.